تعریف خانواده چیست؟ 
 
  خانواده  به مفهوم محدود آن عبارتست از یک واحد اجتماعی، ناشی از ازدواج یک زن و یک مرد که فرزندان پدید آمده از آنها آن را تکمیل می کنند. تعریف دیگری خانواده را شامل مجموعه ای از افراد می داند که با هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم می آیند.
  اسلام  خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد و نکاح عقدی است که براساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند.
 
اساس تشکیل خانواده  این است که زن و مردی می کوشند اراده خود را بر تأسیس آن و قبول تکالیفی که شرع برای آنها معین کرده است محقق گردانند. بر این اساس خانواده یک تأسیس  حقوق ی به حساب خواهد آمد که اعضای آن با رشته خونی با هم پیوند پیدا می کنند.
جامعه شناسان خانواده را یک پدیده تاریخی می دانند که از اجتماع کلی جدا نیست. واحدی است اجتماعی که در عین حال خصایص یک نهاد و یک گروه را واجد است. بر این اساس در عین مطالعه کلی خانواده باید به چشم یک نهاد و یک گروه ارادی نخستین رهبری و عضویت نگریسته شود.
 
 
 
  سازمان و اعضای آن 
 
 
 خانواده  نخست از زن و مردی که در سایه ازدواج مشروع با هم پیوند برقرار کرده اند تشکیل می شود. سازمان آن در وضع محدود که جلوه آن را در جوامع صنعتی می بینیم شامل  همسران  و فرزندان است که با مشارکت هم به سوی مقصد و منافعی به پیش می روند.
در شرایط گسترده خانواده شامل همسران و  فرزندان  و خویشان و بستگان از عمو و عمه، دایی و خاله، نوه ها و نبیره هاست، حتی در برخی از مناطق جهان چون تونس، در مواردی به خانواده هایی بر می خوریم که علاوه بر همسران و فرزندان و خویشاوندان شامل همسایه ها هم می شوند که همه در مجموعه ای از بناها و یا چادرها به صورت مشترک زندگی می کنند. و البته این امر شگفت انگیز نیست از آن بابت که قبایل از دیدی خانواده ها هستند و برخی از آنها چنان درون گروهی می اندیشند که حتی ازدواج بین اعضای قبیله را حرام می شمارند.
 
گستردگی خانواده در جوامع مختلف جهان فرق می کند، در برخی از جوامع خانواده تک نفری است ( آمریکا ) و در نزد برخی از قبایل و جوامع اولیه عده آن تا صد نفر هم دیده می شود که هر کدام به تناسب امکانات مسئولیتی را بر عهده دارند ولی از نظر کلی تحت تکفل رئیس خانواده اند.
در همه جوامع عناصر سازنده خانواده، یعنی زن و مرد براساس قراردادی شرعی یا عرفی کنار هم می آیند این ترکیب با ولادت فرزندان غنی تر و قوی تر و تدریجاً پیچیده تر می شود. نوع و نحوه کشش ها به گونه ای است که حیات خانوادگی را تداوم می بخشد و سبب انس و الفت و اغلب ارتباط بین اعضاء می شود.
 
 
 
  وظایف و کارکرد خانواده 
 
خانواده عهده دار وظایف مهم و فوق العاده ای است که اهم آنها عبارت اند از:
 
1- ارضاء و اقناع سائقه جنسی به صورت مشروع و براساس ضوابط مورد تأیید.
 
2- تولید نسل و ابقای آن از طریق تولید مثل.
 
3- پرورش نسل و مراقبت از آن به خاطر حفظش از خطرات گوناگون.
 
4- صمیمیت و نزدیکی شدید با اعضا و همرنگی و همدلی و تعاون و تعاضد.
 
5- تکمیل و تکامل و ایجاد زمینه امن و آسایش در یکدیگر به گونه ای که امکان  عبادت خدا  و موجبات رشد از هر حیث فراهم گردد.
 
 
اصولاً ازدواج این وظیفه را عهده دار است، بین دو تن که هیچگونه رابطه ای با هم ندارند انس و الفتی ایجاد کند که یار و غمخوار هم و محرم راز یکدیگر گردند. در قبال رنج ها و مزاحمت ها از یکدیگر حمایت نمایند، حیات خودشان را براساس ضوابط استواری نظام دهند و به کمک همدیگر موجبات رشد خود و اجتماع را فراهم آورند.
 
 
 
  روابط اعضای خانواده 
 
بر این اساس بدیهی است که روابط اعضای خانواده نسبت به هم بر مبنای صمیمیت، فداکاری و گذشت باشد. طرفین براساس صفات عالیه انسانی راه سازگاری با یکدیگر را در پیش گیرند و حتی در مواردی  همسر  خود را بر خویشتن مقدم دارند.
 
در خانواده مسئله همزیستی مطرح است و این همزیستی در یک سو بین زن و شوهر است، از سوی دیگر بین والدین و فرزندان ، و در جهت سو بین برادران و خواهران و این هر سه بر اساس ضوابطی است که تعالیم  مذهب  و یا مکتب مورد قبولی آن را مورد توجه قرار داده باشد.
 
ظاهراً روابط صمیمانه زن و شوهر براساس سائقه جنسی خود را نشان می دهد. ولی اگر نیکو تأمل شود، به ویژه پس از چند سال زندگی در می یابیم که این انگیزه تحت الشعاع انس و الفت و همدمی طرفین قرار می گیرد، آن چنان که حتی توانایی های جنسی از بین می رود ولی روابط هم چنان با صفا و با صمیمیتی بیشتر باقی می ماند. دامنه این گونه روابط بعدها فرزندان را هم در بر می گیرد به گونه ای که پدران و مادران حاضر می شوند هستی خود را فدای فرزند کنند و از جان و مال خود بدون هیچگونه منّت و چشمداشتی در راه او مایه بگذارند.
 
 
 
  نقش و اهمیت خانواده 
 
خانواده تنها نظام اجتماعی است که در همه جوامع، از  مذهبی  و غیر مذهبی پذیرفته شده و توسعه یافته است؛ و در جوامع مختلف دارای نقش، پایگاه و منزلت های گوناگون است. با این که هسته ای کوچک از اجتماع است در حیات اجتماعی مردم نقش و تأثیری فوق العاده دارد.
خانواده هسته اول همه سازمان ها و نهادهای اجتماعی است. همه نقش های مربوط به 1- ایجاد تمدن  2- انتقال مواریث 3- رشد و شکوفایی انسانیت به آن مربوط می شود. همه سنت ها، عقاید و آداب، ویژگی های فردی و اجتماعی از طریق خانواده به نسل جدید منتقل می گردد.
جامعه متشکل از خانواده هاست، مختصات آن از طریق روابط خانوادگی قابل توصیف است. اثر وجودی مفید و یا زیان بخش آن به جامعه هم می رسد . ساخت و مشی آن در سکون یا  اضطراب  جامعه مؤثر است، انگیزه اعضایش در انگیزه های اجتماع تأثیر می گذارد. چگونگی مشی و سبک زندگی آن در اخلاق جامعه و در صحت یا بیماری آن نقشی مؤثر دارد.
از نظر ما تشکیل خانواده خدمتی است به زن و مردی که برای حیات مشترک پیوندی برقرار کرده اند، و خدمتی است به اجتماع از نظر دور داشتن آن از عوامل فساد و لغزش و ایجاد  احساس مسئولیت ، و به کودک که نیاز به مربی و معلمی صالح دارد، و به مکتب و  مذهب  که تعالیم آن از این طریق حیات و تداوم پیدا می کنند.
 
 
  ساخت خانواده 
 
ساخت و پیکربندی خانواده در جوامع مختلف از زمان گذشته تا عصر حاضر متفاوت بوده و هست. شرایط و اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در آن اثر گذارده و دگرگونی هایی در آن ایجاد کرده است.
 
ساخت خانواده هم اکنون در جوامع اولیه و متمدن به صورت تک همسری، چند همسری، چند زنی و حتی در جوامعی به صورت چند شوهری و در برخی از اجتماعات اشتراکی یعنی زندگی چند زن با چند شوهر در آن واحد است.
 
از نظر سلطه و اقتدار در دنیای گذشته و امروز این جنبه ها به چشم می خورند: پدرسالاری، مادرسالاری ، نظام برابری یافته (که در آن پدر ومادر دارای یک درجه از اقتدارند)، دایی سالاری، جدسالاری و ... البته در بسیاری از نقاط جهان امروز سلطه و فرمانراوایی از پدر یا شوهر است اگرچه در مواردی خلاف آن دیده می شود.
 
در جنبه رابطه خویشاوندی صورت های مادرتباری و پدرتباری به چشم می خورد. معمولاً در اکثر نقاط جهان فرزندان نام خانوادگی و لقب پدران را می گیرند گو این که در برخی از جوامع اولیه خلاف آن دیده می شود.
 
در رابطه با مدیریت خانواده در اغلب موارد شوهر «رئیس خانواده» و زن «مدیر داخلی» به حساب می آید امری که در اسلام هم بر این اساس به پیش می رویم. مصالح کلی خانواده را شوهر طرح ریزی می کند، تصمیمات را او می گیرد و زن در عین استقلال مطیع است. در عین حال شورها و مشارکت هایی هم در تصمیم گیری برای خانواده به چشم می خورد که عمومیت ندارد.
 
 
 
مصدر: www.tebyan.net