جدایی محترمانه؛ نگاهی اسلامی به طلاق

عکس: هوش مصنوعی
طلاق در نگاه اسلام، گرچه در شرایطی خاص و هنگامی که ادامه زندگی مشترک به زیان دین، اخلاق، آرامش و سلامت خانواده باشد، راهی مشروع برای پایان دادن به زندگی زناشویی است، اما هرگز به معنای پایان اخلاق، انصاف، مسئولیتپذیری و کرامت انسانی نیست. اسلام همانگونه که برای تشکیل خانواده اهمیت فراوان قائل است، در هنگام جدایی نیز زن و مرد را به رعایت حقوق، پرهیز از ظلم، حفظ حرمت و رفتار شایسته دعوت میکند. از نگاه قرآن کریم، انسان مؤمن در هیچ شرایطی حتی در زمان اختلاف و جدایی نباید از عدالت، تقوا و بزرگواری فاصله بگیرد.
قرآن کریم درباره شیوه جدایی میفرماید: «فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ» (1) یعنی یا باید زندگی مشترک را بهگونهای شایسته ادامه داد، یا اگر جدایی لازم شد، با نیکی و احسان از یکدیگر جدا شد. این آیه نشان میدهد که طلاق نباید به میدان انتقام، تحقیر، آزار، بدگویی و ضایع کردن حقوق یکدیگر تبدیل شود. همانگونه که آغاز زندگی مشترک باید بر پایه محبت، رحمت و احترام باشد، پایان آن نیز باید تا حد امکان با ادب، انصاف و رعایت کرامت انسانی همراه گردد.
خداوند متعال میفرماید: «وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» (2) یعنی «فضل و نیکی را در میان خود فراموش نکنید.» این آیه در زمینه مسائل مالی مربوط به طلاق و مهریه نازل شده است، اما پیام اخلاقی آن بسیار گسترده و عمیق است. خداوند در این آیه به زن و مرد یادآوری میکند که حتی اگر پیوند زناشویی پایان یافت، نباید گذشت، بزرگواری، احسان و خاطرات نیک گذشته را فراموش کنند.
در تفسیر نمونه ذیل این آیه آمده که اسلام نمیخواهد روابط خانوادگی، حتی هنگام جدایی، به یک رابطه خشک حقوقی و طلبکارانه تبدیل شود. درست است که هر یک از زن و مرد حقوقی دارند و باید آن حقوق رعایت شود، اما فراتر از حق قانونی، «فضل» و گذشت نیز جایگاه مهمی دارد (3). یعنی انسان مؤمن نباید تنها به این بیندیشد که چه چیزی به سود اوست، بلکه باید ببیند چه رفتاری با تقوا، مروت و بزرگواری سازگارتر است. در تفسیر المیزان نیز «فضل» به معنای احسان، کرامت، گذشت و رعایت اخلاق در روابط انسانی دانسته شده است. بنابراین، آیه «وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» یک اصل اخلاقی مهم را بیان میکند: حتی در هنگام اختلاف و جدایی، نباید همه خوبیها، زحمتها، همراهیها و خاطرات گذشته را نادیده گرفت (4).
پس از طلاق، زن و مرد هر دو دارای حقوقی هستند که رعایت آنها واجب و ضروری است. از جمله حقوق مالی زن میتوان به پرداخت مهریه، نفقه ایام عده در مواردی که شرع تعیین کرده، و رعایت سایر تعهدات شرعی و قانونی اشاره کرد. همچنین زن موظف است احکام مربوط به عده را رعایت کند و هر دو طرف باید در موضوعاتی مانند حضانت، دیدار فرزندان، تأمین هزینههای آنان و تربیت دینی و اخلاقی فرزندان با انصاف و مسئولیتپذیری رفتار کنند. هیچیک از پدر و مادر نباید فرزند را وسیله فشار، انتقام یا تسویهحساب با طرف مقابل قرار دهد.
قرآن کریم در آیهای دیگر میفرماید: «وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُوا» (5) یعنی زنان را برای زیان رساندن و تعدی نگه ندارید. این آیه نشان میدهد که استفاده ابزاری از ازدواج یا طلاق برای آزار طرف مقابل، رفتاری ناپسند و خلاف تقواست. همچنین خداوند در سوره طلاق میفرماید: «وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ» (6) یعنی در میان خود به شایستگی مشورت و رفتار کنید. این دستور مخصوصاً درباره فرزندان اهمیت فراوان دارد؛ زیرا پس از طلاق، پدر و مادر همچنان در قبال فرزند مسئولاند و لازم است درباره نیازهای او با احترام و عقلانیت تصمیم بگیرند.
حفظ احترام متقابل پس از طلاق، هم برای زن و مرد و هم برای فرزندان آنان بسیار مفید است. زن و مرد اگرچه دیگر همسر یکدیگر نیستند، اما ممکن است همچنان پدر و مادر یک یا چند فرزند باشند. فرزند نیاز دارد که تصویر پدر و مادرش در ذهن او تخریب نشود. اگر مادر نزد فرزند از پدر بدگویی کند، یا پدر شخصیت مادر را نزد فرزند کوچک بشمارد، کودک دچار آسیب روحی و عاطفی میشود. او احساس میکند باید میان پدر و مادر یکی را انتخاب کند؛ در حالی که فطرت کودک نیازمند محبت و احترام به هر دو است. این وضعیت میتواند باعث اضطراب، خشم، احساس ناامنی، افت تحصیلی و حتی ضعف در اعتماد به نفس فرزند شود.
از نگاه اسلامی، آزار روحی فرزند و تخریب شخصیت پدر یا مادر در ذهن او کاری بسیار ناپسند است. پدر و مادر باید بدانند که اختلافات آنان نباید به روح و آینده فرزند منتقل شود. حتی اگر یکی از طرفین خطاهایی داشته باشد، بیان آن نزد فرزند، جز در موارد ضروری و با رعایت مصلحت و تقوا، شایسته نیست. تربیت سالم فرزند اقتضا میکند که پدر و مادر، تا حد امکان، حرمت یکدیگر را حفظ کنند و اجازه ندهند فرزند قربانی ناراحتیها و اختلافات بزرگسالان شود.
قرآن کریم مؤمنان را از سخنان زشت، تحقیر، عیبجویی و بدگویی بازمیدارد. خداوند در سوره حجرات میفرماید: «لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ… وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ» (7)، یعنی گروهی گروه دیگر را مسخره نکنند، از یکدیگر عیبجویی نکنید و با لقبهای زشت یکدیگر را نخوانید. همچنین در ادامه همین سوره میفرماید: «وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا» (8) یعنی بعضی از شما غیبت بعضی دیگر را نکنند. این دستورات قرآنی تنها مخصوص روابط عادی اجتماعی نیست، بلکه درباره روابط خانوادگی و حتی روابط پس از طلاق نیز جاری است. بنابراین، زن یا مردی که پس از طلاق به توهین، تمسخر، افشای رازها و بدگویی از همسر سابق خود میپردازد، در حقیقت از اخلاق قرآنی فاصله گرفته است.

عکس: هوش مصنوعی
توهین و بدگویی نهتنها به طرف مقابل آسیب میزند، بلکه شخصیت خود گوینده را نیز نزد مردم پایین میآورد. ممکن است انسان در لحظه خشم تصور کند که با بیان عیبها و خطاهای همسر سابق خود، دیگران را با خود همراه میکند؛ اما در واقع، بسیاری از مردم نسبت به چنین فردی بدبین میشوند. آنان ممکن است با خود بگویند: کسی که امروز رازها و عیبهای زندگی گذشته خود را آشکار میکند، آیا فردا راز دیگران را نیز حفظ خواهد کرد؟ آیا چنین شخصی منصف و قابل اعتماد است؟ بنابراین، بدگویی مداوم معمولاً بیش از آنکه طرف مقابل را تخریب کند، جایگاه اخلاقی خود گوینده را تضعیف میکند.
در احادیث اهلبیت علیهمالسلام نیز بر حفظ زبان، رعایت حرمت مؤمن و خوشرفتاری با مردم تأکید فراوان شده است. از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نقل شده است: «خالِطُوا النّاسَ مُخالَطَةً إِنْ مُتُّمْ مَعَها بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ» (9) یعنی با مردم چنان معاشرت کنید که اگر از دنیا رفتید، بر شما بگریند و اگر زنده ماندید، مشتاق دیدار شما باشند. این سخن نورانی نشان میدهد که رفتار مؤمن باید آنقدر کریمانه، محترمانه و انسانی باشد که حتی پس از پایان یک رابطه، بدنامی و تلخی از او باقی نماند.
همچنین در سخنان اهلبیت علیهمالسلام، کنترل خشم و گذشت از خطای دیگران از نشانههای اخلاق مؤمن شمرده شده است. انسان مؤمن ممکن است از رفتار همسر سابق خود ناراحت باشد، اما نباید اجازه دهد خشم، او را به ظلم، دروغ، تهمت، غیبت یا بیاحترامی بکشاند. سکوت، گذشت و حفظ آبروی دیگران، نزد خداوند ارزشمندتر از پیروزی ظاهری در یک نزاع خانوادگی است.
البته حفظ احترام به معنای نادیده گرفتن حقوق یا پذیرش ظلم نیست. اسلام میان «رعایت حق» و «انتقامجویی» تفاوت قائل است. زن و مرد هر دو حق دارند مطالبات شرعی و قانونی خود را از راه درست پیگیری کنند. اگر حقی ضایع شده باشد، میتوان از مسیر قانونی، مشاوره خانوادگی، داوری عادلانه و مراجعه به اهل علم و قانون آن را دنبال کرد. اما پیگیری حق نباید با تهمت، افشای اسرار، آبروریزی، تهدید، محروم کردن فرزند از دیدار پدر یا مادر، یا تحریک دیگران همراه شود. مؤمن حتی هنگام مطالبه حق، باید مراقب تقوا و مرزهای شرعی باشد.
در نتیجه، طلاق پایان زندگی مشترک است، اما پایان اخلاق، انسانیت و مسئولیت نیست. قرآن کریم با تعبیر زیبای «وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» به زن و مرد میآموزد که حتی در هنگام جدایی، بزرگواری و نیکی را فراموش نکنند. رعایت حقوق مالی و شرعی، حفظ حرمت، پرهیز از توهین و بدگویی، توجه به آرامش فرزندان و رفتار همراه با انصاف، نشانه ایمان و تقوای انسان است. جامعه دینی زمانی سالمتر خواهد بود که افراد آن حتی در اختلافات و جداییها نیز اخلاق اهلبیت علیهمالسلام را الگوی خود قرار دهند و بدانند که کرامت، گذشت و احترام، همیشه ماندگارتر از خشم و انتقام است.
(بخش مشاوره خانواده)
---------------------------
منابع:
۱. قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۲۹.
۲. قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۳۷.
۳. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ذیل سوره بقره، آیه ۲۳۷.
۴. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل سوره بقره، آیه ۲۳۷.
۵. قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۳۱.
۶. قرآن کریم، سوره طلاق، آیه ۶.
۷. قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۱.
۸. قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۱.
۹. . نهج البلاغه، حکمت ۹ یا ۱۰، بنابر اختلاف نسخهها؛ نیز: چاپ صبحی صالح، ص ۴۷۰.
---------------------------
----
منتشر شده: 09-05-2026


